عبارت مدیریت ارتباط با مشتری به چه معناست
عبارت مدیریت ارتباط با مشتری به چه معناست؟
در دهه ۹۰ میلادی سیستم مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان تحلیل و بررسی اساسی در کسب و کارها تعریف شد. در این دهه توماس سیبل شرکتی با نام Siebel Systems را راه اندازی کرد و برای سهولت فرآیندهای پیگیری سفارشات، تماس با مشتریان و ثبت قراردادها نرم افزاری طراحی کرد.
توماس سیبل نام این نرمافزار را Customer Relationship Management قرار داد که به معنی مدیریت روابط با مشتریان است. به تدریج اصطلاح مدیریت ارتباط با مشتری رواج پیدا کرد و در کتابهای مدیریت و بازاریابی از آن صحبت میشد.
در ادامه این مطلب به توضیح موارد زیر میپردازیم:
نرم افزار CRM یا سیستم CRM چیست؟
رویکرد های موجود در کتاب های CRM
تعاریف CRM
انواع سیستم CRM
مواردی که با سیستم CRM اشتباه گرفته شده است؟
نرم افزار CRM یا سیستم CRM چیست؟
در حال حاضر در مورد تعریف مدیریت ارتباط با مشتری تعریف واحدی وجود ندارد. حتی وقتی از CRM صحبت میکنیم مشخص نیست که منظورمان یک نرمافزار است یا یک سیستم. منظور از سیستم یک مجموعه گستردهای از فرآیند ها، فعالیتها و زیر ساختها میباشد که باید در کسب و کار مستقر شوند. ولی وقتی از نرمافزار صحبت میکنیم، ناخودآگاه ذهن به سمت یک یا چند برنامه میرود که روی تعدادی از کامپیوترها نصب میشود.
افرادی که ذهنشان بیشتر به سمت فناوری اطلاعات، برنامهنویسی و راهکارهای نرمافزار نزدیکتر باشد، CRM را مجموعهای از نرمافزارها میدانند که به اتوماسیونهای فروش، بازاریابی و خدمات مرتبط به آنها کمک میکند. اگر به این افراد بگوییم که میخواهیم از یک سیستم مدیریت ارتباط با مشتری در کسب و کار استفاده کنیم.
آنها از این جمله برداشت میکنند که قرار است یک نرمافزار یا تعدادی نرمافزار خریداری، نصب و راهاندازی شود. اما عده دیگری نیز هستند که استقرار سیستم مدیریت ارتباط با مشتری را چیزی فراتر از خرید نرمافزار میدانند. این افراد به این موضوع تاکید دارند که CRM یک نگرش میباشد. این نگرش با هدف ایجاد، حفظ و توسعه روابط مشتریان ایجاد میشود.
کتابهایی در مورد مدیریت ارتباط با مشتری:
در برخی از کتابها این مفهوم به گونهای نوشته شده است که میخواهد کار کردن با یک نرمافزار را به مخاطب آموزش دهند. اما برخی از کتابها از تکنولوژی بسیار فاصله گرفتهاند و عمدتا روی مبانی فکری و سیستمی CRM تمرکز دارند.
دستهی سومی هم وجود دارد. این گروه میانه رو میباشند و در عنوان هم به این موضوع اشاره دارند و میگویند CRM – A Balanced Approach. این گروه به این مسئله تاکید دارند که جنبههای سیستمی و استراتژیک و زیربنایی در این سیستم وجود دارد. همچنین به فوت و فنهای نرم افزاری و جنبههای تکنولوژیک نیز میپردازند.
تعریف CRM:
در ادامه چند مورد از متداولترین تعریفهای سیستم مدیریت ارتباط با مشتری آورده شده است. نیازی نیست که این تعریفها را حفظ کنید و برای درک کردن جزئیات آنها خودتان را آزار بدهید. در اینجا هدف اصلی نشان دادن تنوع دیدگاههای در تعریف مدیریت ارتباط با مشتری میباشد. بعد از بیان تعاریف این سیستم به طبقهبندی آنها میپردازیم.
تعریف CRM از دیدگاه اوراکل:
شرکت اوراکل مالک فعلی سیستم سیبل میباشد و این سیستم را چنین تعریف میکند:
CRM فرآیندی است برای گردآوری و یکپارچهسازی اطلاعات برای بهره برداری موثر و هدفدار. این اطلاعات میتواند در زمینه فروش، مشتریان، بازاریابی موثر، نیازها و حساسیتهای بازار باشد. استفاده از این اطلاعات سبب بهبود تجربه ی مشتریان میشود.
تعریف CRM از دیدگاه مایکروسافت:
شرکت مایکروسافت CRM را بیشتر به عنوان یک نرمافزار میشناسد و در تعریف خود از سیستم CRM میگوید:
CRM یا مدیریت ارتباط با مشتری به تمامی فناوریها و فرآیندهایی گفته میشود که در کسب و کارها برای شناسایی، گسترش، ترغیب، حفظ و ارائه خدمت به مشتریان به کار برده میشود. روند سیستم CRM به گونهای است که با حفظ مشتریان سودآور فعلی و جذب مشتریان بالقوه میتواند سبب افزایش و ثبات در فروش کسب و کارها شود.
تعریف CRM از دیدگاه شرکت گارتنر:
شرکت گارتنر یکی از غولهای تحقیقاتی در حوزه فن آوری اطلاعات میباشد. این شرکت سیستم CRM را کاملاً مستقل از بستر نرم افزاری میداند و میگوید:
مدیریت ارتباط با مشتری را میتوان یک استراتژی بزرگ برای کسب و کارهایی دانست که بهینه کردن سود، درآمد و رضایت مشتریان از اهداف اصلی آنها میباشد. سیستم CRM برای رسیدن به این اهداف، تمامی فعالیتها را حول محور مشتریمداری انجام میدهد. همچنین تلاش میکند تا رفتارهایی را در کسب و کار ایجاد کند و توسعه دهد که در نهایت سبب جلب رضایت بیشتر مشتریان شود.
تعریف CRM از دیدگاه سایت CIO:
سایت CIO یکی از سایتهای برتر در حوزه مدیریت روابط و تکنولوژی است. این سایت مطالب و مقالات زیادی در این زمینه نوشته است. این سایت CRM را چنین تعریف میکند:
سیستم مدیریت ارتباط با مشتری یک استراتژی برای شناخت بهتر نیازها و رفتار مشتریان میباشد. هدف اصلی این سیستم توسعه دادن تعاملات و مستحکم کردن روابط با مشتریان است.
تعریف شرکت Salesforce از CRM:
شرکت Salesforce هم تعریف مشابهی را بیان میکند. این سیستم میتواند راهبردی برای جمع آوری نیازها و رفتارهای تجاری مشتریان باشد، تا به کمک آنها روابطی قوی با مشتریان ایجاد کرد. این نکته را به خاطر داشته باشید که رابطه قوی با مشتریان مهمترین رمز موفقیت هر کسب و کاری است و سبب سوددهی میشود.
طبقه بندی سیستم های CRM:
مهم است که بتوانید این دیدگاههای متنوع را به صورت مناسبی طبقهبندی کنید. فرانسیس باتل یک فرد شناخته شده در حوزه سیستم CRM میباشد. وی در کتاب مدیریت روابط با مشتریانی که نوشته است به جای بحث بر سر تعاریف این سیستم، به طبقهبندی ساده و آموزندهای از مدلهای این سیستم پرداخته است.
سیستم مدیریت ارتباط با مشتری یک تعریف مشخصی ندارد بلکه هر فردی آن را به صورتی تعریف میکند. جالب است بدانید بر سر این موضوع نیز بحث است که CRM مخفف چه کلماتی است. گروهی CRM را مخفف Customer Relationship Marketing میدانند.
سیستم مدیریت ارتباط با مشتری سه رویکرد کاملاً متفاوت دارد که عبارتند از:
- استراتژیک
- عملیاتی
- تحلیلی
CRM استراتژیک:
افرادی که از سیستم CRM صحبت میکنند، به این سیستم نگاه استراتژیک دارند. به عبارت دیگر نگاه این افراد به کارهایی مانند خرید نرمافزار CRM یا استقرار نرمافزار فروش محدود نیست. بلکه هدف اصلی این گروه این است که تمام فرآیندهای کسب و کار را حول محور مشتریمداری انجام دهند. گاهی ممکن است فرعیاتی در کسب و کار ایجاد شود مانند ایجاد واحد CRM و یا استخدام کارشناس ارتباط با مشتری.
به یاد داشته باشید که اصل ماجرا، توجه به مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری میباشد. به عبارت دیگر یعنی تمرکز تلاش برای جذب، حفظ و نگهداری مشتریان به وسیله افزایش رضایت و استفاده از انواع ابزارهای موجودی که برای جلب رضایت مشتریان وجود دارد.
ما در مجموعه آموزش های بازاریابی و ارتباط با مشتری، بسیار درباره این سیستم صحبت کرده ایم، اما به طور خاص،
سه آموزش بسیار مهم می باشد که عبارتند از:
- تاریخچه بازاریابی و مدیریت ارتباط با مشتری
- تعریف مشتری مداری
- بازاریابی رابطه ای
CRM عملیاتی:
در سیستم مدیریت ارتباط با مشتری عملیاتی، هر فرایندی که با مشتری در ارتباط است، با استفاده از سیستمهای نرم افزاری، به ابزارهای اتوماتیک مجهز میشود. بازاریابی، فروش و خدمات مشتریان را میتوان از این فرایندها دانست. فرض کنید در یک جلسه مشاوره CRM شرکت کردهاید و با پیشنهادهای زیر مواجه میشوید:
- شما برای مدرن کردن خدمات پشتیبانی باید یک نرمافزار ویژه در نظر بگیرید.
- با یک سیستم اتوماتیک پاسخگویی میتوان نیازهای مشتریان را در ساعات غیر اداری برآورده ساخت.
- با استقرار یک نرمافزار پشتیبان فروش، مشتریان میتوانند با کارشناس فروش تماس بگیرند. کارشناس فروش میتواند در همان لحظه، سوابق خرید قبلی مشتری را ببیند و گفتگوی موثرتری با او داشته باشد.
- یکی از اصول سیستم مدیریت ارتباط با مشتری این است که شما یک نرمافزار باشگاه مشتریان داشته باشید و همه مشتریان را به عضویت در آن ترغیب کند.
این نوع نگاه به سیستم CRM اشتباه نیست، اما اگر با سیستم استراتژیک همراه نشود، کاربردی بسیار محدود دارد.
به عنوان نتیجه گیری میتوان گفت اتوماسیون و تجهیز نرم افزاری، کار مشتریان را سادهتر میکند و رضایت آنها را افزایش میدهد. به یاد داشته باشید این فعالیتها زمانی میتواند موثر باشید که مراحل اولیه تاسیس کسب و کار است و به سمت مشتری محوری حرکت میکند. یعنی از نگاه محصول محور، به سمت مشتری محور حرکت کند.
CRM تحلیلی:
در نگاه تحلیلی به سیستم مدیریت ارتباط با مشتری میتوان گفت CRM ابزاری برای تحلیل هوشمندانه دادهها و اطلاعات مربوط به مشتریان با هدفهای استراتژیک و عملیاتی میباشد. بنابراین هدف از گردآوری اطلاعات مشتریان و اتوماتیک کردن فرایندها و نرمافزارها این است که اطلاعات بیشتری از مشتریان داشته باشیم. با تحلیل این اطلاعات میتوان تصمیم گیریهای بهتری داشت.
اگر بخواهیم دقیقتر به این اصطلاح نگاه کنیم باید بگوییم که CRM تحلیلی، یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری میباشد. به عنوان مثال میتوان گفت هنگامی که مدیران تصمیم بگیرند که قیمت محصولی را تغییر دهند یا اقدام به بخشبندی مشتریان کنند، میتوانند با مراجعه به دادههای گردآوری شده از مشتریان، خروجیهای ارزشمندی به دست آورند و تصمیمهای موثرتری بگیرند.
چه چیز هایی با سیستم CRM اشتباه گرفته می شوند؟
یکی از روشهای رایج برای درک بهتر از تعریف این مفهوم این است که ببینیم چه مواردی خارج از دایره این مفهوم وجود دارند. این روش یک روش موثر است. مثلا مایکل پورتر در یکی از مقالههایی که درباره استراتژی نوشته است از عنوان What strategy is not استفاده کرد. وی تلاش میکرد عواملی را که استراتژی نیستند اما به اشتباه استراتژی بیان شدهاند را کنار بگذارد.
به عبارت دیگر میتوان گفت برای اینکه یک کشور را معرفی کنیم، ابتدا باید همسایگان را بشناسیم تا مرزها به خوبی مشخص شوند و سوء برداشت کاهش پیدا کند. به همین دلیل آموزشهایی که گاهی با مدیریت ارتباط با مشتری اشتباه گرفته میشوند را مرور میکنیم.
CRM با هدف تشکیل پایگاه داده:
در برخی از کسب و کارها وقتی از استقرار سیستم مدیریت ارتباط با مشتری صحبت میشود، منظور ثبت، نگهداری و توسعه مجموعهای از اطلاعات مشتریان میباشد تا بتوانیم در مواقع مشخص پیامهای تبلیغاتی را برای مشتریان بفرستیم. به عبارت دیگر سیستم CRM یک پشتیبان برای اسام اس مارکتینگ یا ایمیل مارکتینگ میباشد.
این عنوان برای زمانی است که چنین سیستم هایی، در بهترین حالت دیتابیس مارکتینگ یا بازاریابی پایگاه داده محسوب میشوند. اکثر شرکتهایی که امروزه برای افراد ایمیل یا پیامهای تبلیغاتی ارسال میکنند، شمارهها را به صورت اخلاقی یا غیراخلاقی جمع آوری نموده اند. این شرکتها عمدتا تصور میکنند که یک سیستم قدرتمند مدیریت ارتباط با مشتری در اختیار دارند.
برخی از کسب و کارها فکر میکنند این نوع بازاریابی را به صورتی علمیتر یاد دارند و از شاخصهایی برای ارزیابی کیفیت مشتریان استفاده میکنند. به عنوان مثال میتوان به بررسی دورهای نرخ پاسخ دهی مشتریان اشاره کرد. این شرکتها تلاش میکنند تا با استفاده از این ابزارها کیفیت پایگاه داده خود را حفظ کنند و اطلاعات آنها را پالایش نمایند.
از سطحیترین صورت تا حرفهایترین مدل بازاریابی، زیر مجموعهای از Database Marketing محسوب میشوند. تا موقعی که مراقبت کردن از مشتری و ارائه خدمت سبب جلب رضایت مشتری نشود، بازاریابی با استفاده از پایگاه داده انجام میشود. در سیستم CRM ایجاد رضایت، وفاداری و تقویت رابطه با مشتری اولویت اصلی کسب و کار میباشد. اما در بازاریابی با استفاده از پایگاه داده، هدف اصلی دست پیدا کردن به حداکثر فروش است.
CRM زیر مجموعه واحد بازاریابی نیست:
گاهی اوقات کسب و کارها مدیریت ارتباط با مشتری را صرفاً یک زیر مجموعه از بازاریابی میدانند، مانند همهی دپارتمانها و زیر مجموعههای دیگر. به یاد داشته باشید زمانی یک سیستم مدیریت ارتباط با مشتری موفق است که مشتری مداری سرلوحه تمامی فرایندهای کسب و کار باشد. همچنین واحد ارتباط با مشتری بتواند با واحدهای دیگر، به صورت گسترده و تأثیرگذار نیز تعامل داشته باشد. به همین دلیل ما بارها تاکید کردهایم که مدیریت ارتباط با مشتری، یک سیستم یا یک نرمافزار نمیباشد، بلکه تعریف جدیدی از ماموریت کسب و کار با هدف مشتریمداری است.
ممکن است کسب و کارهایی را بشناسید که از سیستمهای طویل و عریض تحت عنوان مدیریت ارتباط با مشتری استفاده میکنند. شاید این شرکتها شماره تلفن چهار رقمی هم برای ارتباط مشتریان خود در نظر گرفته باشند. همچنین از نرمافزارهای متعدد و گران قیمت هم استفاده کنند و واحد مدیریت ارتباط با مشتری را در چارت سازمانی خود در نظر گرفته باشند. ولی مشتری محوری به عنوان مدل ذهنی سازمان در آنها شکل نگرفته باشد. در این کسب و کارها سیستم CRM صرفاً به پشتیبان مرکز تماس تبدیل شده است و سبب تسهیل تماسهای تلفنی گشته و حجم زیادی از دادههای مشتریان را جمع آوری کرده که قرار نیست در جایی از آنها استفاده شود.
وی کومار در کتاب مدیریت ارتباط با مشتری این سازمان ها را چنین توصیف می کند:
هنگامی میتوانیم به جرات بگوییم که در یک کسب و کار، فلسفه ارتباط با مشتری به عنوان محور عملیاتی و سبک زندگی سازمانی مستقر گشته که:
- واحدهای تولید کننده، بتواند با هدایت سیستم مدیریت ارتباط با مشتری، سبب بهبود محصولات شود.
- معیار جذب و ارزیابی و نگهداری و اخراج کارکنان در واحد منابع انسانی، رابطه مستقیمی با مشتریان داشته باشد.
- برای تصمیم گیریها و ارزیابی طرحهای جدید از علایق و ترجیحات مشتری به عنوان فاکتور استفاده کنیم.
- تمامی واحدهای کسب و کار به شناخت بیشتری از مشتریان دست پیدا کنند.
CRM زیر مجموعه خدمات IT نمیباشد:
واحد IT میتواند در فرایندهای مدیریت ارتباط با مشتری موثر باشد اما نمیتواند نقش متولی و مسئول را در آن داشته باشد. بعضی از مدیران به اشتباه فکر میکنند که سیستم مدیریت ارتباط با مشتری، ابزاری جدید برای واحد IT کسب و کار است. این باور به حدی است که فکر میکنند راهبری سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری و تصمیم گیری در مورد توانمندیها و قابلیتهای نرمافزار را به متخصصان IT واگذار کنند.
این نکته را به یاد داشته باشید که سیستم مدیریت ارتباط با مشتری، قسمتی از فرایندهای استراتژیک کسب و کار است و باید در لایههای مدیریتی نیز مورد توجه قرار بگیرد.
از آن جایی که از IT و فناوری اطلاعات برای ارائه خدمات بازاریابی، تبلیغات و مدیریت منابع انسانی استفاده میشود، باید آن را به عنوان ابزاری برای اجرای این سیستم نیز استفاده کرد.
تفاوت بین مدیریت ارتباط با مشتری و باشگاه مشتریان:
از ابزارهای موفقیتآمیز در زمینه بازاریابی و فروش میتوان به برنامههای وفاداری مشتریان اشاره کرد. شما میتوانید از برنامههای Miles & More که به ازاء هر مایل پرواز بیشتر مسافران، به آنها امتیاز و رتبهبندی میدهند یا برنامههایی که به شما به عنوان خریداران سایتهای فروش آنلاین، امتیازهایی اعطا میکند، به عنوان تخفیف استفاده کنید.
باشگاه مشتریان یا Customer Club یکی از انواع توسعه یافته و کارآمد برنامههای وفاداری مشتریان میباشد که در حال حاضر به شکل گسترده رواج پیدا کرده است.
قطعاً بین باشگاه مشتریان و مدیریت ارتباط با مشتری میتوان راههای ارتباطی قرار داد. به عنوان مثال کسب و کارهایی که سیستمهای CRM قدرتمند دارند، میتوانند برنامههای باشگاه مشتریان را به شکلی کارآمدتر طراحی کنند. همچنین به شیوهای اثربخش از آن استفاده کنند. بهتر است این نکته را به یاد داشته باشید که برنامههای وفاداری، بعد از اولین خرید تعریف میشوند و الزاماً نمیتوانند همه ی مشتریان را پوشش دهند.
برای برخی از برنامههای وفاداری، باید فرمهای مخصوصی تکمیل شود. برای بعضی دیگر از برنامهها ممکن است از مشتری پولی تحت عنوان عضو باشگاه مشتریان دریافت شود. ولی در مدیریت ارتباط با مشتری هر فردی که با کسب و کار در ارتباط باشد، جدای از اینکه ارتباط او به خرید منجر شده است یا خیر یک مخاطب ارزشمند محسوب میشود. ارزش آفرینی برای مشتریان و همکاران کسب و کار از طریق تقویت رابطه با مشتری اهداف اصلی سیستم CRM میباشد.
درباره محمد زین العابدین
Developing call centers' education materials, such as digital presentations, how-to manuals, and instructional videos. Preparing procedures and policies regarding sales techniques and appropriate agent conduct. Scheduling and conducting training sessions on various call center topics to prepare and support new employees. Training experienced employees on new or updated call center procedures to improve their performance. Observing the daily operations of call center employees and identifying any areas of improvement. Liaising with team leaders and managers to conduct on-the-job coaching. Measuring the effectiveness of training sessions and preparing individual or team progress reports. Creating and managing the training budget. Ensuring employees keep up their productivity and maintain high levels of customer satisfaction.
نوشته های بیشتر از محمد زین العابدین
دیدگاهتان را بنویسید